بنام حق
من از دیار حبیبم غریب افتادم
بیا بیا گل نرگس برس به فریادم
در این زمانه ی غربت تو تکیه گاه منی
زلطف و مرحمت خویش کن تو امدادم
تمام دار و ندارم تصدق سر توست
وجود خویش همه نزر نام تو دادم
همیشه ناله ام از دوری شما بوده
ولی بیاد سحرگاه وصل تو دل شادم
خوشم اگر چه حقیرم حقیر خوبانم
بدین طریق قدم در ره تو بنهادم
بدین طریق بود عاقبت به خیری من
که در میان قنوت سحر کنی یادم
مرا اگر ز سر خویش واکنی چه کنم
اسیر ظلف تو هستم ز غیر آزادم
یاحق