می وزد در سینه ام مثل نسیم
یا رحیم ارحم علی عبدالعین
خشکسالی آمده در چشم من
چون گنه آفت زده در چشم من
از فقیری سینه را وا می کنم
آه را با ناله سودا می کنم
خسته از خود ، خسته از اطراف خود
خسته از این سینه ی ناصاف خود
استعازه می برم از هر رجیم
یا رحیم ارحم علی عبدالعین
ای خدا این عبد را رسوا مکن
اشک حسرت بار را حاشا مکن
سینه ام تنگ است ای دلدار خوب
مثل اوقات غم آلود غروب
از گناهان گشته حال دل وخیم
یا رحیم ارحم علی عبدالعین
دستهای بنده ات را رو مکن
دیده ی آلوده ام را بو مکن
مشت خاکم زود بر بادم مده
صید نفسم دست صیادم مده
شمع هستم زود خاموشم مکن
غافلم اما فراموشم مکن
آسیم این جرم را بر من مگیر
میهمان بر تو ای مهمان پذیر
تو کریمی و غفوری و رحیم
یا رحیم ارحم علی عبدالعین
یاحق تا بعد...
+
نوشته شده در شنبه
1387/06/09ساعت 8:56 قبل از ظهر توسط .....
|