تبليغاتX
روح تشنه

 

ای دوست به بازار غمت مشتریم کن

 

تا آنکه به مقصد برسم رهبریم کن

 

بر خلق خود اخلاق مرا کن  متخلق

 

از خلق بد ای دوست بیا و خجلم کن

 

بیمار گناهم تو پرستار دلم شو

 

در تحت عنایات خودت بستریم کن

 

یک عمر گذشتی تو ز من دلبر زهرا

 

ای دوست محدب دل و روح جریم کن

 

از کوثر عشقت بده یک جرعه گدا را

 

تا شیعه ی زهرا بشوم کوثریم کن

 

آنگاه چو زهرا که به خون مست علی بود

 

پاکم کن و در خون بکش و حیدریم کن

 

تا عبد حسینت شوم و فارق از عالم

 

یارب تو بیا جلوه بر این نوکریم کن

 

اشکی که بریزم به حیسنت ز قیامت

 

در پیش خلائق سبب برتریم کن

 

یاحق

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/09ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط .....  |